سيد محمد باقر برقعى

720

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

منّت ميهمان از گل نسرين برويش سايبان خواهم كشيد * ماه گردون بر زمين ، از آسمان خواهم كشيد در دل من شد جمال گلعذاران جلوه‌گر * پاى زين پس از حريم بوستان خواهم كشيد گر ز دام زلف او مرغ دلم گردد رها * سر به زير پر ، بكنج آشيان خواهم كشيد كشتى درياى عشقم ساحلى كو ، تا بكى * سختى از امواج بحر بيكران خواهم كشيد ساقى سيمين‌عذار امشب اگر لطفى كند * رخت از مسجد سوى پير مغان خواهم كشيد گفت ، ناصح تكيه بر پيمان مه‌رويان مكن * گفتمش : جور و جفاى گلرخان خواهم كشيد گر شبى سازد مزيّن همچو مهمان محفلم * از دل‌وجان منّت آن ميهمان خواهم كشيد آنكه دارد دعوى مردانگى ، و معرفت * آزمايش را بپاى امتحان بايد كشيد